جمال الدين محمد الخوانساري
260
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
غين چيزى است كه اكتفاء بآن توان نمود از وجه معاش . 2550 أقيلوا ذوى المروءات عثراتهم فما يعثر « 1 » منهم عاثر الّا ويد اللّه ترفعه . در گذريد صاحبان مروّت را يعنى مردى يا آدميّت را از لغزشهاى ايشان پس بدرستى كه نمىلغزد از ايشان لغزندهء مگر اين كه دست خدا بلند مىگرداند أو را يعنى برميخيزاند أو را از آنچه لغزيده بر آن وافتاده در آن يعنى رهائى دهد أو را اگر در بلائي افتاده وعفو كند از أو اگر در گناهى افتاده بسبب مروّتى كه دارد وهرگاه حق تعالى با ايشان چنين سلوك كند پس شما نيز خوب است كه چنين كنيد واز لغزشهاى ايشان بگذريد . 2551 اهربوا من الدّنيا واصرفوا قلوبكم عنها فانّها سجن المؤمن ، حظّه منها قليل وعقله بها عليل وناظره فيها كليل . بگريزيد از دنيا وبگردانيد دلهاى خود را از آن ، پس بدرستى كه آن زندان مؤمن است ، بهرهء أو از آن اندكى است ، وعقل أو بآن يعنى در أمور آن بيمار است ، ونظر كنندهء أو كه همان عقل وشعور أو باشد در آن يعنى در بارهء أمور آن كند است ، مراد اين است كه مؤمن نسبت بدنيا چنين است پس اگر خواهيد كه مؤمن باشيد بايد كه بگريزيد از دنيا وبگردانيد دلهاى خود را از آن يعنى رغبت بآن نداشته باشيد بلكه مكروه شما باشد . 2552 اعقلوا الخبر إذا سمعتموه عقل دراية لا عقل رواية فانّ رواة العلم كثير ورعاته قليل . دريابيد خبر را يعنى حديث را هر گاه بشنويد آن را دريافتن دانستن وفهميدن
--> ( 1 ) شارح ( ره ) ثاء ( يعثر ) را بفتحه وكسره وضمّه هر سه ضبط كرده وبر روى كلمه « معا » نوشته يعنى قرائت آن بتثليث ثاء درست است ، وكتب لغت بآن تصريح كردهاند .